بررسی فرآیند خاموش کردن ثانویه کوره کربورسازی
پیام بگذارید
اجازه دهید ابتدا تغییرات سازمان را قبل و بعد از کوئنچ کوره کربوریزاسیون تحلیل کنیم. برای سطح، ساختار باید مارتنزیت با کاربیدهای دانه ای کوچک توزیع شده یکنواخت و آستنیت باقیمانده باشد. در فرآیند کوئنچ ثانویه، دمای گرمایش کوئنچ اولیه بالاتر است، که می تواند ساختار را اصلاح کند و بیشتر کاربیدها را حل کند. با این حال، پس از خاموش کردن، مقدار زیادی آستنیت باقیمانده در ساختار با کربن بالا باقی میماند.
در فرآیند قبلی ما، قطعه کار کوئنچ شده مستقیماً با افزایش مجدد دما در معرض کوئنچ ثانویه قرار گرفت. پس از کوئنچ، دمپر کردن در دمای پایین انجام شد که منجر به سختی سطح به طور غیرمنتظرهای کمتر شد. با توجه به این، ما تجزیه و تحلیل کردهایم که آیا کربنزدایی سطح قطعه کار ناشی از دو دور افزایش دمای بالا از طریق آزمایش محتوای کربن سطحی است یا خیر، و پاسخ منفی است. بنابراین مشکوک شد که کوئنچ موفقیت آمیز نبود، بنابراین قطعه کار دوباره خاموش شد و سختی همچنان کمتر از مقدار معمولی بود. پس از برش و تجزیه و تحلیل ریزساختار نوار آزمایش تقلیدی کوره کربورسازی، مشخص شد که میزان باقیمانده آستنیت نسبتاً زیاد است. بدون استفاده از روشهای درمان برودتی، ابتدا قطعه کار را تحت دو تیمار دمای پایین قرار دادیم تا حالت مارتنزیتی در بافت را تغییر دهیم، از شکل سوزن درشت اولیه و سوزن بلند به شکل سوزن کوتاه. باید در بافت عضلانی پراکنده می شد و شاخص های قدرت بسیار بهتری نسبت به حالت اولیه نشان می داد.
با این حال، از نظر سختی سطح، هنوز ایده آل نیست، زیرا از نظر تبدیل ساختاری، آستنیت باقیمانده را نمی توان دوباره در طی فرآیند تمپر به مارتنزیت تبدیل کرد، بنابراین نمی توان در مورد افزایش سختی سطح صحبت کرد. برای این منظور، ما از منبع فرآیند شروع می کنیم و دلایل تولید آستنیت باقیمانده را به دقت تجزیه و تحلیل می کنیم.
برای کوئنچ اولیه، دمای بالاتر 880-900 درجه برای کوره کربورسازی انتخاب شد. در این زمان، بیشتر کاربیدهای سطح به آستنیت حل می شوند. خاموش کردن در این دما، البته می تواند ساختار کلی هسته را اصلاح کند و مشکل کاربیدهای شبکه تشکیل شده در طول فرآیند کربورسازی را حل کند. با این حال، تشکیل مقدار زیادی آستنیت باقیمانده در ساختار سطحی نیز اجتناب ناپذیر است. در این زمان، اگر حرارت دهی و کوئنچ مجدد با سرعت پیوسته انجام شود، در فرآیند کوئنچ و گرمایش دوم، زمان کافی برای تبدیل آستنیت باقیمانده وجود ندارد. هنگامی که تا محدوده دمای آستنیته افزایش می یابد، کاربیدهای حل نشده ای وجود دارند که با کربن موجود در آستنیت باقیمانده قبلی ایجاد تعادل می کنند، که باعث می شود اولین آستنیت باقی مانده پایدارتر شود و همچنین در طول فرآیند خاموش شدن بعدی پایدار می ماند. در عین حال، آستنیت بعدی تشکیل شده دارای نفوذ ناپذیری تبدیل مارتنزیتی در طول فرآیند خنکسازی است، همچنین فازهای آستنیتی باقیمانده جدیدی را تشکیل میدهد که باعث میشود فازهای آستنیت باقیمانده در انتها با یکدیگر همپوشانی پیدا کنند و در نتیجه نسبت بیشتری ایجاد میشود. سختی کمتر
به طور خلاصه، ما دلیل سختی کم را به عنوان مدیریت نادرست مشکل بخش بزرگی از آستنیت باقیمانده خلاصه می کنیم. در این راستا، هنگام فرمولبندی فرآیند کوئنچ ثانویه برای کورههای کربورسازی، همچنان میتوانیم محدوده دمایی بالاتری را برای کوئنچ اولیه انتخاب کنیم تا کاربیدها به طور کامل حل شوند. پس از کوئنچ، مرحله ای از تلطیف در دمای بالا برای تجزیه و تبدیل آستنیت باقیمانده اضافه می شود. این نه تنها می تواند آسیب های ناشی از وراثت آن را از بین ببرد، بلکه تغییر اندازه را در طول فرآیند تبدیل ساختاری به دلیل اعتدال در دمای بالا کاهش می دهد. برای بهبود وضعیت مارتنزیتی نهایی، پس از کوئنچ، دو سیکل تمپرینگ با دمای پایین اضافه کنید.







